ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1382
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بر روى كوه مدخل اين گلوگاه كه من به شرح آنها مىپردازم وجود دارد . سراسر حاشيهء راه او چون به مايين آنجا كه به پرسپوليس نزديك مىشود در دو طرف مغرب و شمال برجستگيها و ارتفاعات تند شيبى وجود دارد كه من در هيچ نقطهء روى زمين همانند آنها را نديدهام . وقتى مسافر وارد دشت مىشود در طرف چپ به جانب خاور رشته كوهى تند شيب و نسبتا بلند مىبيند ، و پس از پنج فرسنگ راهپيمايى به بديعترين و شگفتانگيزترين ويرانههاى پرسپوليس مىرسد . اين آثار افسانهاى همانند يك آمفى تئآتر مىنمايد . زيرا مانند هلال به نظر مىرسد . و اين دو منظره از آن است كه با نهايت دقت و صحت از دو جبههء مخالف نقاشى شده است . نخستين نقش كه با علامت A مشخص شده جبههء شمالى است كه قسمت جلو بنا و كوه را نشان مىدهد ؛ و نقش دوم كه با نشان B معلوم شد جبههء مخالف است كه سراسر قسمت عقب بنا و دشت را مىنمايد ، و من بر اين مناظر و مرايا نقشهء هندسى بنا را با مقياس درست در تصوير V افزودم . بنا در دامنهء كوهى است كه آن را به صورت صفّهء مسطح كردهاند و بيست و چهار پا از سطح زمين بلندتر است . وسعت اين صفه از نظر گستردگى و بلندى در قسمتهاى مختلف متفاوت است ، چنان كه مىتوان گفت اين بناى بديع داراى سه قسمت است كه به صورت پلگان آمفى تئآتر يكى بالاتر از ديگرى است . . . .